
عضو هیات مدیرهی انجمن حمایت از حقوق كودكان یادآور شد: امید است فاصله ما بزرگترها با كودكی مان كم شود و دنیای كودكی را فراموش نكنیم و در جهان شایسته كودكان، مسئولین با وجدان بیدار، حامی كودكان باشند نه زندانبان آنها.
منبع: aftabnews.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 23:39
اگر والدين ميخواهند فرزندانشان را از جدايي خود باخبر كنند بايد صادقانه و به زبان ساده واقعيت را براي آنها مطرح كنند. پدر و مادر بعد از بيان علت طلاق بايد به فرزندشان ابراز محبت كنند و به آنها بفهمانند كه طلاقشان هيچ خدشهاي به علاقه آنها نسبت به فرزندشان وارد نميكند، اين موضوع از اهميت بسياري برخوردار است. والدين بايد با فرزندانشان صادق باشند بدون اينكه در مورد مسايل قضاوتي روي همسرشان تاكيد كنند و كسي را براي چنين اتفاقي سرزنش نكنند. والدين قبل از طلاق، آمادگيهاي لازم را با كودكان انجام دهند و هنگام بيان توضيحات حتما در مورد همسرشان با احترام صحبت كنند. اين مساله را نيز بايد خاطرنشان شوم كه سن فرزندان هم در نظر گرفته شود، كودكان كم سنوسال نياز به توضيحات كمتر و سادهتري دارند ولي كودكان بزرگتر احتياج به توضيحات بيشتري دارند. والدين بايد در مورد يكسري تغييرات احتمالي در زندگي آينده فرزندانشان با آنها صحبت كنند، با توجه به اين شكل مسايلي كه مطرح ميكنند حتما واقعي باشد و از داستانسرايي پرهيز كنند. والدين ميتوانند اتفاقاتي را كه پيش آمده به زبان ساده براي فرزندانشان تعريف كنند و به آنها اجازه دهند تا احساساتشان را در اين مورد بيان كنند و والدين بدون اينكه دفاعي برخورد كنند با دلوجان به حرفهاي آنها گوش كنند. اطمينانبخشي و از بين بردن ترس و سوءتفاهم در درجه بعدي از اهميت شاياني برخوردار است و البته محبت غيرشرطي را نيز نبايد فراموش كرد. والدين بايد به كودكان اطمينان دهند كه به هيچ عنوان آنها علت طلاق نيستند.
در مورد بيان احساس كودكان بايد به آنها كمك كرد چون آنها نميتوانند از طريق كلمات، احساسات واقعيشان را ابراز كنند، بنابراين والدين بايد آنها را ياري كنند تا حرفهايشان را صادقانه و بدون ترس بيان كنند و از اينكه شما را با حرفهايشان برنجانند بيمي نداشته باشند. حمايت و محبت به فرزند، او را در مقابل اينگونه حوادث بيمه ميكند و اين اطمينانبخشي، استرس را از كودك دور ميكند. كودك بايد از ادامه يافتن ارتباط با پدر و مادر اطمينان خاطر داشته باشد و بداند كه هر دو والدين به همان اندازه قبل به او علاقه دارند و در صورت بروز مشكل همه خانواده با كمك هم از پس آن برخواهند آمد.
اگر والدين آرامش خود را حفظ كنند و از نظر احساسي متعادل باشند، كودكان نيز احساس بهتري پيدا ميكنند. والدين ميتوانند براي جلوگيري از مشكلات رواني، ورزش كنند و غذاي سالم بخورند، چون بهطور معمول ورزش ميتواند استرس ناشي از طلاق را كاهش دهد و خوردن غذاهاي سالم باعث احساس دروني بهتر ميشود. بهتر است والدين ارتباطشان با دوستان خود را حفظ كنند، ممكن است با جدايي زن و مرد برخي از روابط خانوادگي قطع شود ولي ديدار با دوستان، ذهن والدين از محيط طلاق را آزاد ميكند و باعث میشود بر این موضوع ناراحتکننده تمرکز نکنند. كار ديگري كه به والدين كمك ميكند، نوشتن احساسات افكار و خلقياتشان است كه ميتواند تنش را آزاد كند و عصبانيت و ناراحتي را از بين ميبرد. والدين ميتوانند با دوستانشان در مورد تلخي عصبانيت خود صحبت كنند. والدين بايد مراقب باشند تا احساسات منفي خود را با كودكان شريك نشوند. آنها ميتوانند لبخند را وارد زندگي كنند و طنز و شوخطبعي را به خود و فرزندانشان هديه دهند، اين مساله باعث از بين بردن استرس ميشود و در نهايت استفاده از راهنمايي مشاوران را فراموش نكنند.
منبع:shafaf.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 23:15
گروه سنی نوجوانان، طلاق را یکی از دشوارترین رویداد زندگی خود می دانند؛ چراکه جدایی برای آنان دربردارنده پیام گستاخانه است. در این برهه، نوجوان برای نخستین بار با عشق، جنس مخالف ومسائل مربوط به آن آشنا می شود که باتوجه به تجارب ناموفق پدر و مادرشان به این نتیجه رسیده که عشق و ازدواج مترادف است با نادرستی، خیانت، رنج، تحقیر و بدبختی.
منبع:bartarinha.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 22:48
يافتههاي تحقيقاتي اليزابت ماركادت حاكي از آن است كه طلاق داراي آثار زيانباري بر كودكان طلاق است كه معمولاً در مطالعات علوم اجتماعي ناديده گرفته ميشود و به حساب نميآيد.
علاوه بر اين كودكان طلاق 6 برابر كودكان عادي احساس تنهايي، بيكسي و بيپشتوانه بودن ميكنند و در حالي كه 70 درصد بچههاي عادي كودكي خود را زيبا و سرشار از بازي و شادي ميدانند فقط 43 درصد از بچههاي طلاق كودكي خود را دوران بازي و شادي ميدانند.
منبع:aftabnews.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت: 22:40
غالب مشاورين خانواده ، رابطه ي جنسي رو مهمترين دليل استحكام خانواده و مي دونند.
چند درصد سايت ها و رسانه ها تبليغ سكس ميكنند و چقدر كسب درآمد ميكنند؟
اگر پيامبر (ص) فرموده كه ازدواج نيمي از دين داريست و براي حفظ نميه ي ديگر آن بايد پرهيزگار بود، منظور پيامبر (ص) كسي براي خريد مواد غذايي و كسي براي درست كردن غذا بوده يا رفع نيازهاي جنسي و عاطفي؟
آيا بالاترين لذت دنيا رابطه ي جنسي نيست؟ آيا بزرگترين محرك انسان براي دوري از خدا رابطه ي جنسي نيست؟
بنابراين سكس اگر هدف نباشه، وسيله ي بسيار مهميه كه انسان رو به اهداف مهمتر ميرسونه و چه خوبه اگه انسان رو از معصيت خدا نگهداره و وسيله اي در حدود امر و اذن خدا باشه و نتيجه اش تقرب به خدا باشه. بنابراين رابطه ي جنسي بسيار مهم و با اهميت هست.برچسب: نویسنده: salle تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 22:10
برای اجرای عقد موقت (متعه) چند چیز شرط است:
1. خواندن صیغه عقد؛ بدین معنا که در عقد موقت تنها راضی بودن زن و مرد کافی نیست، بلکه باید به همراه انشای الفاظ خاص باشد.
2. بنابر احتیاط واجب، صیغه عقد باید به عربی صحیح خوانده شود. اگر خود مرد و زن نتوانند صیغه را به عربی صحیح بخوانند، به هر لفظی که صیغه را بخوانند صحیح است و لازم نیست که وکیل بگیرند، اما باید لفظی بگویند که معنای "زوّجت" و "قبلت" را بفهماند.
3. اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه عقد غیر دایم را بخوانند، بعد از آن که مدت عقد و مهریه را معین کردند، چنانچه زن بگوید: "زوجتک نفسی فی المدة المعلومة علی المهر المعلوم"؛ من خودم را به همسری تو در مدت معینی با مهر معینی در آوردم.
بعد (بدون فاصله) مرد بگوید: "قبلت»"؛ قبول کردم، صحیح است. یا این که وکیل زن به وکیل مرد بگوید: "متعت موکلتی موکلک فی المدة المعلومة علی المهر المعلوم" و وکیل مرد بلافاصله بگوید: "قبلت لموکلی هکذا" این عقد صحیح است.
4. تعیین مهریه و نام بردن آن در موقع عقد.
5. مرد و زن، یا وکیل آنها که صیغه را می خواند باید قصد انشا داشته باشند، یعنی اگر خود مرد و زن صیغه را می خوانند زن به گفتن "زوجتک نفسی" قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد و مرد با گفتن "قبلت التزویج" زن بودن او را برای خودش قبول نماید.
6. کسی که صیغه را می خواند، باید بالغ و عاقل باشد.
7. اگر وکیل زن و شوهر، یا ولی آنها صیغه را می خواند در عقد زن و شوهر را معین کند.
8. دختری که به حد بلوغ رسیده و رشیده است؛ یعنی مصلحت خود را تشخیص می دهد، اگر بخواهد شوهر کند، چنانچه باکره باشد، باید از پدر یا جد پدری خود اجازه بگیرد، ولی اگر باکره نباشد در صورتی که بکارتش بوسیله شوهر کردن از بین رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نیست.
9. زن در زمان اجرای عقد موقت، به عقد دایم یا موقت در حباله نکاح کس دیگری درنیامده باشد (همسر شخص دیگری نباشد) و نیز در حال عده عقد دایم یا موقت فرد دیگری نباشد.
10. زن و مرد به ازدواج راضی باشند و از روی اجبار و اکراه وادار به ازدواج نشده باشند. البته شرایط و مسائل دیگری نیز وجود دارد که باید به کتاب های فقهی و توضیح المسائل مراجعه فرمایید.
آنچه نقل شد بر مبنای فتوا و نظریات امام خمینی (ره) بود، در صورتی که از مرجع تقلیدی غیر از ایشان تقلید می کنید، مجددا با ذکر نام مرجع تقلید با ما مکاتبه نمایید.
اما در مورد سؤال دیگر شما، به فتوای همه مراجع اجرای صیغه از غیر روحانی (با حفظ شرایط دیگر) صحیح است.
منبع:islamquest.net
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 2:16
اگرچه نکاح متعه، نکاح شرعی است و به زنی که به عقد موقت در آمده، زوجه اطلاق میشود، اما لازم نیست تمام احکام نکاح را داشته باشد و این موضوع پیچیدهای نیست. در روایات شیعه به خوبی به اختلافی که بین نکاح دائم و موقت وجود دارد اشاره شده است. نمونههای متعددی را نیز میتوان نام برد که نکاح دائم است، ولی برخی از احکام این نکاح را ندارد. بنابر این، در نکاح موقت، زن، زوجه است، ولی این نکاح محدود به چهار ازدواج نیست.
شایسته است ابتدا پرسش را تحلیل کنیم. به این بیان: در ازدواج متعه؛ یا زن به عنوان زوجه نامیده میشود یا نمیشود؟ اگر زن صیغهای به اصطلاح زوجه باشد و عنوان شرعی زوجه بر او صدق کند (همانطورکه عقیدهی شیعه این است)، پس باید محدودیت ازدواج داشته باشد؛ یعنی نتوان بیش از چهار زن صیغهای به عقد در آورد، و اگر به زن صیغهای زوجه گفته نشود، پس دلیل کسانی که عقد موقت را ازدواج نمیدانند تقویت، بلکه ثابت میشود.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «و زنانى را که متعه [ازدواج موقت ] مى کنید، واجب است اجر (مهر) آنها را بپردازید».
اینکه دلالت آیهی مزبور به چه قرائن و شواهدی دلالت بر عقد موقت دارد، در مجال خود پاسخ داده شده است. عدهای در مقابل این آیه، به آیهای استدلال کردهاند که میفرماید: «إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومین»؛ تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند. در این آیهی شریفه تنها به دو روش جهت پیوند زناشویی اشاره شده است: اول: ازدواج، دوم: ملک یمین؛ یعنی کنیزانی که صاحبان آنها در صورتی که مانعی وجود نداشته باشد، میتوانند با آنها همبستر شوند.
مخالفان جواز متعه چنین نتیجه گرفتهاند که اگر چه متعه در زمان پیامبر اکرم(ص) و در دورهای جایز بوده است، ولی با انحصاری که در آیهی «إِلاَّ عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ» آمده، عقد موقت نسخ شده است؟
در پاسخ گفته شده است که سورۀ مؤمنون مکّی و سورۀ نساء مدنی است، چگونه سورۀ مکی میتواند ناسخ سورۀ مدنی باشد؟! بنابر این، به زن در ازدواج موقت زوجه اطلاق میشود.
بله! اگر به چنین زنی زوجه گفته شود باید احکامی مانند محدودیت ازدواج با بیشتر از چهار زن دربارۀ زنان متعه نیز جاری باشد، اما بر طبق روایات ازدواج با زن به عقد موقت منحصر در عددی نیست.
در آیهی مربوط به عدم جواز ازدواج با بیش از چهار زن میخوانیم: «و اگر مى ترسید که (هنگام ازدواج با دختران یتیم) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى ترسید عدالت را (دربارهی همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید...». طبق این آیهی شریفه؛ مردان بیش از چهار زن نمیتوانند داشته باشند، در حالیکه در روایات متعه، محدودیتی نسبت به تعداد همسران متعهای نیامده است.
در پاسخ میگوییم: نخست باید به این نکته اشاره کنیم که نکاح متعه گرچه نکاح شرعی است، اما لازم نیست تمام احکام نکاح دائم را داشته باشد، و این موضوع پیچیدهای نیست، و به اختلافاتی که با نکاح دائم دارد در روایات شیعه به خوبی به آن اشاره شده است. از نظر آیات قرآنی نیز به عنوان نمونه میتوان به آیهی مبارکهی بالا اشاره کرد.
سؤال این است؛ آیا نکاح عبد با یک زن، نکاح و ازدواج شرعی است یا نه؟ مسلماً کسی در جواز ازدواج عبد شک ندارد پس نکاح دائم عبد با یک زن، نکاحی است شرعی، اما آیا عبد میتواند بیش از یک زن بگیرد؟ به عبارت دیگر؛ آیهای که تعداد ازدواجها را منحصر در چهار ازدواج کرده است، شامل نکاح عبد هم میشود و یا فقط مربوط به انسانهای آزاد(غیر عبد) است؟
فخر رازی میگوید: اکثر فقهاء، نکاح با چهار زن را مخصوص انسانهای آزاد میدانند و برای کلامش به استدلال شافعی در همین زمینه استناد میکند.
پس اگرچه نکاح عبد، نکاح شرعی است و به همسر او زوجه اطلاق میشود، ولی به عنوان نمونه، یکی از احکام ازدواج دائمی اینجا نیامده است. در احکام فقهی شیعه هم نکاح بیش از دو زن آزاد برای عبد جایز نیست.
از دیگر مصادیق میتوان به ازدواج با زن اهل کتاب ذمّی اشاره کرد، هر چند خداوند در قرآن میفرماید: «...وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ...»؛ یعنی: برای همسرانتان یک چهارم ارث از شما قرار داده شده است. اما همهی ازدواجها که در آن به زن، زوجه اطلاق میشود، از قانون ارث تبعیت نمیکند، از جمله ازدواج با اهل کتاب که در آن ارث ثابت نیست.
نتیجه: هر چند در نکاح متعه به زن، زوجه اطلاق میشود، ولی محدودیتی که در ازدواج دائم از نظر تعداد ازدواجها وجود دارد در این نوع از نکاح نیست.
منبع:islamquest.net
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 2:6
چرا اهل تشیع اعتقاد به جواز متعه (صیغه، ازدواج موقت) دارند، در حالی که پس از رحلت پیامبر (ص) حرام اعلام شده بود؟
پاسخ اجمالي
ابتدا باید توجه کنیم که این قضیه از مسائل فقهی است که باید در مجال و زمینه خاص و از طرف متخصصین فن بررسی شود. اینجا اجمالی از مطالب را بیان کرده و بحث کامل را به جواب تفصیلی ارجاع می دهیم.
1. ازدواج موقت به ازدواجی گفته می شود که بین زن و مردی که هیچ مانعی از ازدواج نداشته باشند و با رضایت طرفین، همراه مهر معین تا زمان مشخصی عقد ازدواج بسته شود. این نکاح طلاق ندارد و با اتمام وقت خود به خود از هم جدا می شوند.
2. دلائل ازدواج موقت:
در قرآن کریم آیه 24 سوره نساء بر این امر دلالت دارد و در روایات از تعدادی از صحابه از قول پیامبر (ص) نقل شده است که حضرت این نکاح را تشریع کرده است. به طوری که در تشریع آن هیج اختلافی نیست. اهل سنت هم که قائل به نسخ حکم جواز متعه شده اند هم در این که ناسخ چیست و هم در زمان نسخ بسیار با هم اختلاف دارند، این اضطراب در بیان نسخ از قرائن عدم صحت نسخ است. از طرفی تعداد زیادی از صحابه و تابعین قائل به حلیت نکاح متعه شده اند و این حکم را عاری از نسخ دانسته اند.
البته در این مورد شبهاتی وارد شده است که همگی ضعیف اند و از آنها به خوبی جواب داد شده است.
پاسخ تفضيلي
قبل از شروع بحث لازم است به دو مساله اشاره کنیم:
1. این مساله از مسائل فقهی است که باید در جایگاه خاص آن و از طرف متخصصین فقهی – فقهاء – از اهل سنت و شیعه به همراه دلائل هر کدام از کتاب و سنت و بدون جو سازی و توهین از دو طرف بحث شود.
2. پرداختن این موضوع همراه اهانت و جو سازی (همانطور که بعضی از سایت های اینترنتی و کتاب های مخالف عمل می کنند) یک راه نامناسب و به دور از ادب و اخلاق اسلامی است.
پس لازم است بحث را در ضمن نقاط ذیل بررسی کنیم:
1. تعریف ازدواج موقت
2. دلیل آن از کتاب و سنت
3. آیا این حکم نسخ شده است؟
4. موضع صحابه و تابعین نسبت به این موضوع
5. اشاره به بعضی از شبهات در این زمینه
1. تعریف ازدواج موقت:
عقد متعه عبارت است از این که: زن آزاد (زنی که کنیز نباشد) با رضایت، خودش را با مهریه مشخص و مدت معینی به ازدواج مردی در آورد که منعی برای ازدواج با او از جهت سببی، نسبی، رضاعی (شیرخوارگی) یا شوهر دار بودن زن (همسر مرد دیگری نباشد) یا در عده بودن یا دیگر موانع شرعی، وجود ندارد.
در این عقد هر گاه مدت تمام شود زوجین بدون طلاق از هم جدا می شوند و زن اگر با او آمیزش شده باشد و یائسه هم نباشد باید عده ی طلاق نگه دارد. و اگر حیض نشود -ولی در سنی است که باید حیض ببیند – باید چهل و پنج روز عده نگاه دارد.
فرزند چنین ازدواجی – چه پسر یا دختر – ملحق به پدر می شود و به نام او خوانده می شود و او از پدر ارث می برد کما این که از مادر هم ارث می برد. تمام احکام عمومی که در مورد پدران و فرزندان و مادران و همچنین در مورد برادران و خواهران و عموها و عمه ها وارد شده، در مورد این گروه نیز جاری می شود.
2. دلیل ازدواج موقت از کتاب و سنة:
تمام مسلمانان اجماع و اتفاق دارند که چنین نکاحی در اسلام تشریع شده است به طوری که هیچ یک از علماء مذاهب اسلامی ( با تمام اختلافاتشان) در این مورد اختلافی ندارند . بله آنها (اهل سنت ) قائل به نسخ این حکم شده اند که این ادعا به زودی بررسی می شود.
اما کتاب:
خداوند می فرماید: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً) ابی بن کعب و ابن عباس و سعید بن جبیر و ابن مسعود و السدی این آیه را این طور قرائت می کردند (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ) بله صاحب تفسیر المنار (رشید رضا) اصرار دارد که این آیه در باب ازدواج دائم نازل شده است اما به خاطر امور زیر نظر وی مردود است:
الف. عده زیادی از صحابه آیه را در مورد ازدواج موقت دانسته اند زیرا همیشه این جمله «إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى» را در شرح عقد متعه به کار می برده اند، که به معنی (تا یک مدت مشخص) است و روشن است که این قید فقط با نکاح موقت سازگار است.
ب. لفظ "متعه" اگر چه برای استعمال در معنی" نکاح دائم" صلاحیت دارد ولی در معنی "نکاح موقت" دارای ظهور بیشتری است. کما این که اگر چه لفظ نکاح در معنی ازدواج موقت استعمال می شود ولی استعمالش در معنی نکاح دائم ظهور بیشتری دارد و استعمال لفظ متعه در آیه، تفسیر آیه به نکاح موقت را، تقویت می کند .
بر فرض که استعمال لفظ "متعه" در معنی"نکاح موقت" ظاهرتر نباشد ، حداقل بر نکاح موقت دلالت دارد. بنابراین از الفاظ مشترک خواهد بود که در بیشتر از یک معنا استعمال می شوند.
ج.حمل لفظ "متعه" بر نکاح دائم در آیه مستلزم تکرار بدون دلیل است.
چرا که سوره ی نساء (که اکثر احکام و حقوق مربوط به زنان را بیان نموده است) در اوائل سوره با نظمی خاص همه ی اقسام نکاح را ذکر می کند و در مورد نکاح دائم می فرماید: « و اگر مى ترسید که (بهنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید....»
و اما درباره ی احکام مهر می فرماید: « و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهى (یا عطیه) به آنان بپردازید! (ولى) اگر آنها چیزى از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!».
درباره احکام اماء (کنیزان) نیز می فرماید: « و آنها که توانایى ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن با ایمان را ندارند، مى توانند با زنان پاکدامن از بردگان باایمانى که در اختیار دارید ازدواج کنند- خدا به ایمان شما آگاه تر است و همگى اعضاى یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگیرند».
کلام خداوند که می فرماید: « ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ » اشاره به ازدواج شخص با کنیزش است این معنا در آیه ی دیگری نیز آمده که می فرمایند: « تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند».
و کلام خداوند که می فرماید: « فَانْکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ ». اشاره به ازدواج شخص است با کنیز شخص دیگر.
تا اینجا تمام اقسام نکاح ذکر شده است و فقط می ماند نکاح موقت که آن هم در آیه ی گذشته آمده، پس حمل کلام خداوند: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ » بر ازدواج دائم وحمل کلام او «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن» بر مهر و صدقات موجب تکرار بدون دلیل می شود.
بهر حال انسان با نگاهی به این سوره، در می یابد که آیات در صدد بیان اقسام ازدواج بر یک نظم خاص است که این بیان کامل نمی شود مگر این که آیه ی مورد نظر را بر نکاح متعه حمل کنیم (همانطور که ظاهر آن هم چنین است.)
د. اگر منظور از متعه ازدواج دائم باشد پس منظور از ادعای نسخ آن چیست؟
ه . مشروط و معلق کردن پرداخت اجرت بر استمتاع در کلام خداوند که می فر ماید: "... و زنانى را که متعه [ازدواج موقت ] مى کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید...."،مناسب با نکاح موقت است نه نکاح دائم چرا که در نکاح دائم مهر به مجرد عقد واجب می شود، اگر چه وجوب تمام مهر بعد از ازدواج ثابت می شود. البته نحوه پرداخت مهر بر حسب عرف های مختلف، متفاوت است. چه بسا در جایی قبل از عقد گرفته شود و در عرف دیگری از اموال به ارث گذاشته مرد به زن داده می شود.
این اشاره مختصری بود به دلیل قرآنی جواز متعه.
اما دلیل جواز متعه از سنت رسول گرامی اسلام(ص):
پیروان سنت شریف می دانند که روایات صحیح و معتبر زیادی بر جواز این نوع ازدواج و حلال بودن آن در زمان رسول الله (ص) وارد شده است که به بعضی از آن ها اشاره می کنیم:
الف .جابر بن عبدالله انصاری می گوید: ما در زمان رسول الله (ص) متعه می کردیم این کار در زمان ابوبکر هم جایز بود تا این که عمر از آن نهی کرد.
ب .از ابن عباس روایت شده که گفت: آیه ی متعه جزء آیات محکم است و نسخ نشده است.
ج .از حکیم و وابن جریح و غیر این دو روایت شده که گفته اند: حضرت علی (ع) فرمود : اگر عمر جلوی جواز متعه را نمی گرفت کسی زنا نمی کرد جز افراد شقی.
د .از عمران بن حصین روایت شده که گفت: آیه ی متعه در کتاب خداوند موجود است، و آیه ی که آن را نسخ کند نیامده است. پیامبر(ص) ما را به آن امر کرد و تا زنده بود در این مورد نهی نفرمود، سپس مردی آنچه را می خواست از پیش خود و با نظر خود گفت.
دلالت این حدیث بر جواز شرعی متعه تا عصر خلیفه ی دوم که از او به «مردی آنچه را می خواست از پیش خود و با نظر خود گفت » تعبیر شده است روشن است.
تا اینجا روشن شد ریشه این اختلاف در این نیست که آیا رسول الله (ص) آن را تشریع کرده یا نه ؟ و آیا از صحابه ،کسی در زمان آن حضرت به این حکم عمل کرده یا نه؟ و یا این که بعضی قائل به مشروعیت این ازدواج بعد از وفات حضرت هم شده اند یا نه؟ بلکه اختلاف در این است: آیا این حکم و قانونی که در زمان رسول خدا بود و بدان عمل می شد، نسخ شده است یا نه؟ و اختلاف در این جهت است که گروهی نسخ را ثابت دانسته اند و گروهی قائل به عدم نسخ شده اند.
3. آیا حکم ازدواج موقت نسخ شده است؟
عده ای از علماء اهل سنت قائل به نسخ حکم ازدواج موقت شده اند اما در این که چگونه نسخ شده است اختلاف اقوال بسیار است، گاهی گفته اند: ناسخ خود قرآن است و گاهی قائل شده اند: ناسخ همان سنت است و شخص پیامبر (ص) متعه را حرام کرده است و در همین جهت نیز نظراتشان مختلف و متشتت است که بزودی به آن اشاره خواهیم کرد.
اقوال در ناسخ :
قول اول: قرآن ناسخ است.
عده ای از آنان گفته اند حکم متعه با آیه ی « و آنها که دامان خود را (از آلوده شدن به بى عفتى) حفظ مى کنند .تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند . و کسانى که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند! » نسخ شده است.
جواب قول اول:
الف: این دو آیه مکی و آیه متعه مدنی است، و آیه ی متقدم (مکی) نمی تواند آیه متأخر (مدنی) را نسخ کند.
ب: از طرفی متعه یک ازدواج است و زنی که به عقد متعه در می آید، زوجه و همسر شخص محسوب می شود پس بین دو آیه با آیه متعه تعارضی نیست تا این که قول به نسخ صحیح باشد.
قول دوم: گروه دیگری گفته اند "آیه عده"، ناسخ است که خداوند می فرماید (هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، در زمان عدّه، آنها را طلاق گویید) چرا که امر به عده در این آیه ناسخ حکم متعه است که نه طلاق دارد و نه عده.
جواب قول دوم: در متعه هم عده وجود دارد بله طلاق ندارد و اگر ثابت کردیم که در اسلام دو نوع ازدواج داریم (دائم و موقت)، آیه طلاق مخصوص دائم می شود نه موقت زیرا پیوند دائمی است که برای گسستن (در وقتی که سبب گسستن حاصل شود)،احتیاج به اعلان دارد. اما پیوند موقت با تمام شدن وقتش خود به خود از بین رفته و نیازی به اعلان ندارد. پس آیه هیچ نظری به ازدواج موقت ندارد تا ناسخ آن باشد.
قول سوم: آیه میراث را ناسخ حکم متعه دانسته چرا که در متعه میراث نیست.
جواب قول سوم: اشکالات قول سابق بر این قول نیز وارد می شود. مضافاً بر این که انتفاء بعضی از آثار، دلالت بر انتفاء موضوع ندارد. مثلاً زنی که تمکین نکند و ناشزه باشد نفقه ندارد. با این که نفقه از او نفی شده ولی همسر شخص باقی می ماند و سایر احکام و آثار مختص به زوجه بر او جاری می شود. یا این که زن کتابی هر گاه با مرد مسلمانی ازدواج کند از او ارث نمی برد ولی باقی احکام زوجیت را دارد.
این تعدد اقوال درکیفیت نسخ، خود دلیل دیگری است بر عدم ثبوت نسخ کما این که اختلاف در زمان ناسخ نیز، دلیل دیگری است بر عدم ثبوت نسخ.
اختلافات در مورد زمان نسخ:
الف. پیامبر (ص) در سال خیبر از آن نهی کرد و آیه متعه در آن هنگام نسخ شده است.
ب. این نهی در سال فتح آمده است.
ج. متعه مباح بود ولی درجنگ تبوک پبامبر(ص) از آن نهی کرد.
د. در حجة الوداع مباح شد سپس از آن نهی شد.
ه- مباح شده پس نسخ شده سپس مباح شده بعد نسخ شده دوباره مباح شده و در آخر نسخ شده است. البته زمان های دیگری هم گفته شده است که به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.
از طرف دیگر قرائن قطعی نیز دال بر عدم نسخ است، مهمترین قرآئن اضطراب و تعدد اقول نسخ است.
قرطبی در تفسیرش، کلام ابن عربی را می آورد: «نسخ دو بار شامل این حکم شده است»
سپس می گوید: غیر از ابن عربی از کسانی که طریق (اسناد) احادیث را در این زمینه جمع کرده اند گفته اند: تا هفت بار این حکم تحریم و تحلیل شده است. بعد ادعاها در نسخ را می شمارد و می گوید: این هفت موضع (محل) است که متعه در آن حلال و سپس حرام شد.
ابن قیم الجوزی می گوید: این گونه نسخ سابقه ای در شریعت ندارد و مانند این نسخ در شریعت واقع نمی شود.
باری، اگر بخواهیم تناقضات را جمع کنیم بسیار می شود که به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
الف. اضطراب اقوال در مورد مکان تحریم :
1. تحریم درخیبر
2. تحریم در سرزمین هوازن
3. تحریم در زمین مکه
ب. اضطراب اقوال در مورد زمان تحریم :
1. از علی (ع) روایت کرده اند که در جنگ خیبر حلال و حرام شد.
2. از حسن بصری و سبرة الجهنی روایت کرده اند که در عمره ی قضا فقط حلال شد.
3. از سبره ی الجهنی روایت شده است که در روز فتح مکه حلال و حرام شد.
4. اسحاق بن راشد از زهری آورده است که پیامبر (ص) در جنگ تبوک از آن نهی کرد.
5. گفته شده: پیامبر (ص) در روز «اوطاس» آن را مباح کرد.
6. گفته شده: پیامبر (ص) در روز «حجة الوداع» آن را مباح کرد.
از طرفی اگر در زمان پیامبر (ص) نسخ شده باشد پس چرا خلیفه دوم مسئولیت تحریم را قبول می کند؟ آیا بهتر نبود در این صورت نسخ را به پیامبر (ص) نسبت می داد! در حالی که می بینیم می گوید: دو متعه که در عهد رسول الله (ص) جایز بودند من از آن دو نهی کرده و بر انجام آن عقاب می کنم، آن دو، متعه کردن زنان و متعه حج است.
4- موضع صحابه و تابعین:
تعداد زیادی از صحابه و تابعین قائل به حلیت متعه و عدم نسخ آن هستند که عبارتند از:
1. عمر ان بن حصین
2. عبدالله بن عمر
3. سلمة بن امیه
4. معبد بن امیه
5. زبیر بن عوام
6. خالد بن مهاجر
7. ابی بن کعب
8. ربیعة بن امیه
9. سدی
10. مجاهد
11. ابن اوس مدنی
12. انس بن مالک
13. معاویة بن ابی سفیان
14. ابن جریح
15. نافع
16. صبیب بن ابی ثابت
17. حکم بن عتیبه
18. جابر بن یزید
19. البراء بن عازب
20. سهل بن سعد
21. مغیرة بن شعبه
22. سلمة بن اکوع
23. زید بن ثابت
24. خالد بن عبدالله انصاری
25. یعلی بن امیه
26. صفوان بن امیه
27. عمرو بن حوشب
28. عمرو بن دینار
29. ابن جریر
30. سعید بن حبیب
31. ابراهیم النخعی
32. حسن بصری
33. ابن مسیب
34. اعمش
35. ربیع بن میسرة
36. ابی الزهری مطرف
37. مالک بن انس (در یکی از دو قولش)
38. احمد بن حنبل در بعضی از حالات
39. ابو حنیفه بنابر بعضی از وجوه.
5- شبهاتی درباره متعه:
شبهه ی اول: هدف از تشریع نکاح تشکیل خانواده و استمرار نسل است، چنین هدفی با نکاح دائم محقق می شود نه با نکاح منقطع که هدف آن ارضاء غریزه ی جنسی است.
جواب: این شبهه در حقیقت به خاطر خلط بین موضوع و فائده آن ، پدید آمده است. زیرا آنچه که بیان شد از باب بیان حکمت ازدواج است ولی حکم متوقف بر آن نیست. چرا که نکاح عقیم و یائسه و کودک (اگر چه این اغراض را ندارد) صحیح است. بلکه اکثر مزدوجین جوان از ازدواجشان فقط قصد ارضاء و استیفاء غریزه ی جنسی از راه مشروع را دارند و چه بسا که بچه دار شدن و طلب نسل به ذهنشان هم نرسد اگر چه قهراً حاصل می شود ولی این هیچ دخلی در صحت ازدواجشان ندارد.
و عجیب آنکه فایده متعه را در رفع شهوت غریزه جنسی منحصر کرده اند با این که همانند ازدواج دائم است که گاهی هدف از آن طلب نسل یا خدمت و اداره منزل یا تربیت یا شیردادن و یا سرپرستی فرزندان است.
اینجا از مخالفان متعه می پرسیم: شما که متعه را مخالف با حکمت ازدواج می دانید درباره ی زوج هایی که ازدواج دائم کرده ولی از همان ابتداء قصد دارند که بعد از دو ماه با طلاق، از هم جدا شوند چه می گوئید؟ آیا ازدواج آنها صحیح است یا نه؟ گمان نمی کنم هیچ فقیهی از فقهاء اسلام چنین نکاحی را منع کند مگر آنکه بخواهد حرف بدون دلیل و برهان بزند. پس چه فرقی بین متعه و ازدواج است؟ الا این که در متعه مدت معینی ذکر می شود ولی در ازدواج دائم ذکر نمی شود.
صاحب المنار می گوید: سخت گیری علماء گذشته و حال و منع آنها از متعه، مقتضی منع از ازدواج به نیت طلاق است، گر چه فقیهان می گویند: اگر زوج نیت ازدواج موقت کند ولی این نیت را در صیغه ی عقد شرط نکند چنین عقدی صحیح است و لکن کتمان این امر را از سوی زوج نیرنگ و حیله می دانند ، از این جهت چنین عقدی سزاوارتر به بطلان است تا عقدی که در آن به صراحت وقت مشخص می شود.
ما می گوئیم: بر فرض که زن و شوهر (بدون ذکر وقت) راضی به وقت معینی باشند (تا دیگر حیله و خدعه ای نباشد) در این صورت هم نکاح بلا اشکال صحیح است.
شبهه ی دوم: جواز ازدواج موقت، منافی است با آنچه که در قرآن در بیان صفات مؤمنین آمده است که: (و آنها که دامان خود را (از آلوده شدن به بى عفتى) حفظ مى کنند .تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیرى از آنان ملامت نمى شوند .و کسانى که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند!) مراد آیه این است که: هر کسی غیر از این موارد را بخواهد، از حلال خداوند به سمت حرام تجاوز کرده است، و زن متعه شده هم زوجه نمی باشد.
جواب: این ادعای بدون دلیل است. چنین زنی زوجه و دارای احکام خودش است. و عدم وجود نفقه و حق قسمت (تقسیم همخوانی با دیگر زنان مرد) ، او را از زوجیت خارج نمی کند. همسر ناشزه (زنی که برای مرد تمکین نکند) همسر است با این که نفقه و حق قسمت ندارد و همچنین دختری که در خرد سالی به عقد انسان در می آید.
عجیب است که از نفی حکم بر نفی ماهیت و موضوع استدلال شود. زوجیت رابطه ای است که بین زوجین برقرار می شود و احکامی بر آن بار می شود و چه بسا که بعضی از احکام تنها مختص به بعضی از اقسام آن باشد.
شبهه سوم: در ازدواج موقت شخص قصد همسر داری و زندگی زناشوئی بدون زنا و گناه ندارد بلکه فقط قصدش زنا است. و اگر چه در اینجا نوعی احصان و همسر داری و مانعی از زنا برای مرد می باشد ولی هیچ احصان و همسر داری و مانعی از زنا برای زن نیست چرا که می تواند درهر زمانی که بخواهد خودش را به هر مردی عرضه کند. در چنین حالتی زن مانند این کلام شاعر می شود:
توپی که با چوگان ها زده می شود – سپس مردی بعد دیگری او را می رباید.
جواب: از کجا فهمیدید که احصان و حفظ شدن در متعه مخصوص مردان است نه زنان. هر گاه گفتیم که این عقد شرعی است پس از این راه دو طرف می توانند خودشان را از زنا حفظ کنند. چیزی که دختران جوان را از اعمال خلاف باز می دارد چند چیز است:
ا.نکاح دائم 2. نکاح موقت با شرط هایی که بیان شد. 3. سر کوب غریزه جنسی.
گزینه اول خصوصاً برای دختران و پسران دانشجو عملی نیست. چرا که معمولاً با حقوق های مختصری که از خانواده یا دولت می گیرند زندگی می کنند و نمی توانند ازدواج دائم داشته باشند. سر کوب قوای جنسی هم کار بسیار سخت و پر مشقتی است که تحمل مشقت آن تنها از عهده مردان و زنان نمونه که بسیار اندک هستند، بر می آید.
پس راه حل ممکن منحصر در طریق دوم می باشد که از این راه هر دو طرف خود را از افتادن در کارهای خلاف و خانه های فساد حفظ می کنند.
دین اسلام دین خاتم و پیامبرش، پیامبر خاتم و کتابش آخرین کتاب است و شریعتش خاتم شرایع، پس باید برای هر مشکل اجتماعی راه حل شرعی داشته باشد که کرامت زنان و مردان مؤمن را حفظ کند. مشکل جنسی در مردان و زنان هم یکی از مشکلات مهمی است که دین اسلام نمی تواند آنرا بدون راه حل رها کند.
این کلام امام علی (ع) است که در گوش ها طنین انداخته و از سوء عاقبتی که با اهمال به این راه حل پدید می آید بشریت را بر حذر می دارد و می فرماید: "اگر نهی عمر از متعه نبود جز افراد شقی کسی زنا نمی کرد."
اما تشبیه متعه به آنچه که در شعر آمده نشان از جهل گوینده نسبت به حقیقت نکاح متعه و مرزهای آن می باشد. آنچه در شعر آمده متعه ای است که تهمت آن را به شیعه می زنند و حال آن که شیعه از این تهمت مبری است. به نظر شیعه زن متعه شده نمی تواند به صورت چرخشی در اختیار مردان قرار گیرد بلک باید بعد از هر ازدواج عده نگاه دارد پس چگونه ممکن است در هر زمانی خودش را به مردی عرضه کند! سبحان الله! چقدر بر افتراء و کذب بر شیعه جرأت دارند. مضمون شعر چیزی جز جسارت بر وحی الهی و تشریع آسمانی نیست حال آنکه همه ی مفسرین و محدثین بر تشریع اتفاق دارند و اگر نهی یا نسخی هم باشد بعد از تشریع و عمل به این حکم رسیده است.
منبع مطلب:islamquest.net
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 1:54
اگر زن و مرد بخواهند خودشان صیغه عقد را بخوانند، بعد از آن که مدت و مهریه معین شد، زن باید بگوید:
زوّجتُکَ نفسی فی المّدت المعلومۀِ علی المهرِ المعلوم؛
من خودم را به همسری تو در آوردم با مدت معین و با مهر معین.
بعد باید مرد بگوید: قَبِلتُ؛
قبول کردم.
صیغه عقد موقت میتواند فقط توسط یکی از طرفین (مرد یا زن) خوانده شود. مثلا اگر مرد صیغه را میخواند، ابتدا به زن بگوید: آیا من وکیلم تو را به مدت و مهر معلوم شده به عقد خودم درآورم. زن در جواب میگوید: آری. آنگاه مرد اینگونه صیغه را جاری میکند:
زوّجتُ موکّلتی لنفسی لنفسی فی المدت المعلومۀ علی المَهر المعلوم؛
من موکّلم را به ازدواج خود در آوردم در مدت و مهر مشخص شده.
سپس دوباره مرد میگوید:
قبلت لنفسی هکذا؛
قبول کردم برای خودم این طور.
بیشتر مراجع تقلید معتقدند که اگر امکان خواندن صیغهی عقد به زبان عربی نباشد، میتوانند ترجمه آن را به فارسی یا هر زبان دیگری بخوانند و لازم نیست وکیل بگیرند.
چند نکته مهم:
1.جهت انجام صیغه ی موقت نیاز به دانستن احکامی است که با مراجعه به سایت یا دفتر مراجع خود ، نظر آنان را در این باره جویا شوید.
جهت یادآوری دوستان عرض کنم که قبلا باید مقدار مهریه و مدت ازدواج تعین شده با شد .بعد صیغه عقد خوانده شود. ضمنا دختران باكره كه سابقه ازدواج ندارند بنا بر نظر عده ای از مراجع لازم است در ازدواج موقت نخست از پدر اجازه بگیرند. به امید اینكه همه به رفع نیازهای خود از راه شرعی و الهی رو آورند. انشاء الله
منبع:beytoote.com
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 0:53
صيغه موقت
صيغه موقت چيست؟
صيغه موقت به معناي (ازدواج موقت ) است.صيغه موقت به این معنی است که زن و مردي که با هم ازدواج موقت مي کنند، فقط تا زماني که مدت عقد تمام نشده ، با هم زن و شوهرند . بعد از تمام شدن مدت ديگر زن و شوهر نيستند ،مثلا اگر براي مدت ده روز ازدواج کرده باشند، بعد از ده روز ديگر نسبت به هم محرم نيستند. در ازدواج موقت یا همان صيغه موقت رضايت زن و مرد و خوانده شدن عقد و مشخص کردن مهريه و مدت لازم است.اگر دختر باکره باشد، به نظر بيش تر مراجع معظم تقليد بايد از پدرش رضايت بگيرد.
شايد اينها سوالات بسياري از شما عزيزان باشد آيا عقد یا صيغه موقت بايد داراي شرايط خاص باشد ؟
آيا نياز به عاقد دارد؟
آيا بايد با الفاظ خاصي خوانده شود ؟
آيا در صيغه موقت حتما بايد مدت در آن قيد شود يا خير؟
از اين جهت بر آن شديم تا مطالبي در اين رابطه برايتان بيان کنيم.
طبق ماده 1062قانون مدني: “نكاح واقع ميشود به ايجاب و قبول به الفاظي كه صريحا دلالت بر قصد ازدواج نمايد.”
ازدواج موقت (صيغه موقت) كه رابطه زوجيت بين زن و مرد در مدت معين است به وسيله عقد محقق ميگردد و چون عقد ازدواج موقت يكي از عقود است بايد علاوه بر شرايط عمومي براي صحت عقد، داراي شرايط مخصوص به خود نيزباشد.
قصد انشاء در ازدواج موقت:
قصد و رضاي زوجين در صيغه موقت از شرايط صحت عقد است. لذا مرد يا زن يا وكيل آنها كه صيغه عقد موقت را ميخواند بايد قصد انشاء داشته باشد يعني اگر خود مرد و زن صيغه را ميخوانند، زن به گفتن “زوجتكنفسي” قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن “قبلت التزويج” زن بودن او را براي خود قبول نمايد و اگر وكيل مرد و زن صيغه را ميخواند، به گفتن “زوجت و قبلت” قصدش اين باشد كه مرد و زني را كه او را وكيلكرده است، زن و شوهر شوند.
بنابراين اگر زن و مرد راضي به عقد صيغه موقت نباشند يا اينكه يكي از طرفين، مورد اجبار و اكراه قرار گرفته باشد و يا آنكه بدون قصد انشاء، مثلا به لحاظ شوخي صيغه را جاري نمايد، اين شرط كه از صحت ازدواج موقتاست رعايت نشده و باطل ميباشد.
در نتيجه اگر زن يا مردي را اجبار به ازدواج موقت با ديگري نمايند كه شخص مكره بدون اراده، مجبور به پذيرش ازدواج است اين ازدواج یا صيغه موقت صحيح نميباشد.
الفاظ در ازدواج یا صیغه موقت:
در ازدواج یا صيغه موقت تنها اراده و رضايت زن و مرد براي تحقق عقد كافي نيست بلكه بايد از الفاظي استفاده كرد كه قصد طرفين را مبني بر ازدواج یا صيغه موقت برساند. بنابراين معاطات در عقد ازدواج موقت پذيرفته نشده است.
در اينكه خواندن صيغه ازدواج موقت با چه زبان و الفاظي باشد كافي است كه لفظ فارسي باشد و لفظ عربي ضرورت ندارد و صيغه خاص نيز ضرورت ندارد، بلكه همين مقدار كه الفاظ، قصد ازدواج موقت را برساند كافياست.
ايجاب و قبول:
ايجاب عبارت است از اعلام قصد ازدواج “موقت” گوينده با مخاطب خود. قبول عبارت از اعلام پذيرش آن امر است. ايجاب عموما از طرف زن و قبول از طرف مرد ميباشد.
توالي ايجاب و قبول:
براي اينكه اراده هر دو طرف در نظر عرف مربوط به هم باشد و فاصله بين ايجاب و قبول امكان توافق واقعي زوجين را بر هم نزند، در ماده 1065 قانون مدني تصريح شده است كه:
“توالي عرفي ايجاب و قبول شرط صحت عقد است.”
يعني قبول بايد در زماني گفته شود كه عرف آن را متوالي و مربوط به ايجاب بداند.
ايجاب و قبول توسط ولي در ازدواج موقت:
ماده 1063 قانون مدني: “ايجاب و قبول ممكن است از طرف خود مرد و زن صادر شود و يا از طرف اشخاصي كه قانونا حق عقد دارند.”
با توجه به ماده 1071 قانون مدني، به نظر ميرسد منظور از “اشخاصي كه قانونا حق عقد دارند” موردي است كه ازدواج یا صيغه موقت توسط ولي انجام ميگيرد و اين ماده نميخواهد مورد وكالت را بيان دارد.“تعيين زن و شوهر به نحوي كه براي هيچ يك از طرفين در شخص طرف ديگر شبهه نباشد شرط صحت نكاح است.”
صيغه موقت
شرايط عاقد در ازدواج یا صيغه موقت:
ماده 1064 قانون مدني: “عاقد بايد عاقل و بالغ و قاصد باشد.”
عاقد به كسي گفته ميشود كه صيغه عقد ازدواج را جاري ميسازد و كسي كه صيغه را جاري ميسازد بايد داراي سه ويژگي باشد:
قسمت الف ـ عاقل باشد: كسي كه صيغه عقد ازدواج موقت را جاري ميسازد بايد عاقل باشد، پس اگر شخص ديوانه، صيغه عقد را جاري سازد عقد باطل است.
قسمت ب ـ بالغ باشد: كسي كه صيغه عقد ازدواج موقت را ميخواند بايد بالغ باشد. به استناد تبصره 1 ماده 1210 قانون مدني سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمري و در دختر نه سال تمام قمري است. بنابراين چنانچه طفلصغيري صيغه را جاري سازد عقد باطل است.
قسمت ج ـ قاصد باشد: يعني قصدش از جاري كردن صيغه ازدواج موقت اين باشد كه در مدت معين، پيمان زناشويي را منعقد مينمايد. بنابراين اگر شخصي از روي مزاح و يا در حال مستي، صيغه عقد را جاري سازد اين عقدباطل است.
در نتيجه كسي كه صيغه عقد ازدواج موقت را جاري مينمايد، چه براي خودش چه به وكالت از طرف زوجين يا از طرف يكي از زوجين يا ولي يكي از زوجين، بايد داراي شرايط مذكور در ماده 1064 باشد. لذا اگر دختر وپسري كه نابالغ هستند يا عاقل نيستند و يا قصد نداشته باشند، صيغه عقد ازدواج موقت را جاري نمايند، اين عقد باطل است.
تعيين زن و شوهر در ازدواج موقت:
ماده 1067 قانون مدني: “تعيين زن و شوهر به نحوي كه براي هيچ يك از طرفين در شخص طرف ديگر شبهه نباشد شرط صحت نكاح است.”
يكي از شرايط صحت عقد ازدواج موقت تعيين مرد و زن است به نحوي كه موجب اشتباه نشده و كاملا معين باشد. لذا چنانچه وكيل مرد و زن و يا ولي آنها ميخواهد صيغه عقد ازدواج موقت را جاري نمايد، بايد زن و شوهررا در عقد، معين نمايد و اين ممكن است با بردن اسم آنها و يا با اشاره به آنها صورت پذيرد به طوري كه براي طرف ديگر در عقد جاي هيچگونه شك و شبههاي باقي نماند.
بنابراين چنانچه مردي داراي چند دختر باشد و به مرد بگويد يكي از دخترانم را به عقد تو درآوردم به لحاظ آنكه معين نيست كدام دختر را به عقد مرد درميآورد، اين عقد باطل و بلااثر است.
تعليق در ازدواج موقت:
ماده 1068 قانون مدني: “تعليق در عقد، موجب بطلان است.”
تعليق در لغت به معني بلاتكليف نهادن يك كار است به طوري كه نفيا و اثباتا تصميمي راجع به آن نگرفته باشد.مانند اينكه مرد به زن بگويد تو را به زوجيت خود برگزيدم اگر از سفربرگشتم يا اينكه زن به مرد بگويد خود را به عقد ازدواج موقت تو درآوردم اگر فردا هوا آفتابي باشد و ابر نباشد. در مثالهاي فوق چون عقد ازدواج موقت معلق به شرطي است كه مجهول است لذا صیغه موقت باطل است.
ماده 1075 قانون مدني:“نكاح وقتي منقطع است كه براي مدت معيني واقعشدهباشد.”
نحوه خواندن صيغه ازدواج موقت:
اول ـ اگر زن و مرد خودشان صيغه را بخوانند: اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد ازدواج موقت را بخوانند، بعد از آنكه مدت و مهر را معين كردند چنانچه زن بگويد:
“زوجتك نفسي في المدته المعلومه علي المهر المعلوم” )يعني ـ من خودم را به همسري تو در مدت معين و با مهر معين درآوردم (بعد بدون فاصله مرد بگويد: “قبلت”(قبول كردم)صحيح است.
دوم ـ اگر ديگري را وكيل كنند: اگر زن و مرد، شخص ديگري را وكيل كنند كه صيغه ايجاب و قبول عقد ازدواج موقت را جاري نمايد، در اين صورت اول وكيل زن به وكيل مرد بگويد: “متعت موكلتي موكلك في المدتهالمعلومه علي المهر المعلوم” (يعني موكله خودم را به ازدواج موكل تو در مدت معين با مهر معين درآوردم )پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: “قبلت لموكلي هكذا” (يعني قبول كردم براي موكل خودم همين طور (صحيح است
تعيين مدت در صیغه موقت:
ماده 1075 قانون مدني:“نكاح وقتي منقطع است كه براي مدت معيني واقعشدهباشد.”
از مفهوم ماده مذكور به دست ميآيد كه اگر براي صيغه موقت مدت تعيين نشده باشد،عقد ازدواج صحيح است و آن به عقد دائم مبدل ميشود.
اما گفته شده دسته ديگري از فقهاء عظام عقيده دارند كه در صورت عدم ذكر مدت،عقد ازدواج موقت باطل است و مبدل به ازدواج دائم نميشود زيرا در ازدواج موقت (صيغه موقت) تعيين مدت شرط است پس چنانچه عقد فاقد اين شرط باشد باطل است.
اگر چه قانون مدني در ماده 1075 قول مشهور فقهاء عظام را پذيرفته است اما به نظر ميرسد قولي كه نظر به بطلان عقد ازدواج موقت در صورت عدم تعيين مدت دارد، صحيح تر به نظر ميرسد.خصوصا اينكه زن و مرد اراده خود را براي صيغه موقت با آثار آن در نظر داشتهاند و حال آنكه در صورت عدم تعيين مدت و مبدل شدن ازدواج موقت به ازدواج دائم، موجب ضرر به زن و مرد، خصوصا مرد ميشود ماننداينكه مجبور به پرداخت نفقه ميشود و نيز زن از مرد و بالعكس از همديگر ارث ببرند و منظور آنها اين نبوده است.
ماده 1076 قانون مدني: “مدت نكاح منقطع بايد كاملا معين شود.”
يعني بايد مدت طوري باشد كه هيچگونه ابهامي نداشته باشد و آغاز زمان و آخر زمان ازدواج موقت كاملا معين باشد حتي اگر مدت كم باشد مانند يك روز يا يك ساعت و يا مدت ازدواج موقت طولاني باشد مانند سي و چهلسال.
چنانچه در ازدواج موقت (صيغه موقت)، مدت ذكر شود اما اول و آخر آن معين نشود مانند اينكه مردي زني را به عقد ازدواج موقت خود دربياورد به مدت يك سال اما معلوم نكند كه آغاز يك سال از چه وقت است، بيان شده كه ابتداء آن اززمان عقد محسوب ميگردد، زيرا اطلاق عقد اقتضاء دارد كه مدت بلافاصله شروع شود.
اما برخي ديگر از حقوقدانان اظهار ميدارند “آغاز مدت ازدواج موقت، بايد پيوسته به زمان انعقاد عقد باشد و نبايد جداي از آن باشد و به نظر ميرسد نظر اخير صحيح تر باشد.
منابع: قانون مدني
کتاب روابط زوجين در ازدواج موقت
رساله امام خميني
ندا سادات پاک نهاد/ وکيل پايه يک دادگستري
گروه جامعه و ارتباطات
تبیان
منبع كل مطلب:beytoote.com
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 0:48
چرا در مکان های عمومی و در بین مردم مزاحمت ها برای ما از دیگران بیشتر است؟ (در حالی که ما از دیگر هم نوعان جدی تر و مغرور تر هستیم و با نامحرم بگو و بخند نداریم)
شما نسبت به هر چیز رفتار تدافعی بگیرید ، افراد بی ایمان از جنس مخالف به همان گونه با شما رفتار می کنند که شما از آن فراری بودید. این میتونه دلایلی مثل نوعی بیماری یا کنجکاوی یا احساس زرنگ بودن در قدرت تحلیل دیگران در اون فرد داشته باشه. برای پسرها هم اتفاق افتاده، من زمانی که مثلا سعی میکنم به بقیه ی خانم های نیمه محجبه نگاه نکنم، شاید اون ها به جلب توجه بپردازند و در زمان که از رو به رو می آیند، اگر سر من پایین باشد از 3 سانتی متری من عبور کنند اما اگر سرم بالا باشد و بی توجه به آنان باشم از 3 متری من هم عبور نمی کنند . بنابراین بهترین راه اینه که شما اخم نکنید، بلکه در ظاهر فقط استوار و با اراده باشید. چیزی رو مخفی نکنید و حالت تدافعی نگیرید. مثلا من به خانم های مخصوصا با حجاب بد فقط بی توجهی میکنم و اون ها رو در اطراف دید چشم قرار میدم اما به طور مستقیم بهشون نگاه نمی کنم و سعی می کنم که هیچ وقت در حین حرکت در معرض نگاه مستقیم من قرار نگیرند، اگر متوجه بشوند نهی از منکر است و اگر هم نشوند که آسیبی به خود من وارد نمی شود.
اگر هم آن ها به من بی توجه باشند و چنین روشی رو به کارببندند، در حقیقت حسبی الله!
شما فراموش کردید که در آخرالزمان هستیم؟!
اکثرشان جهنمی هستند و کمی از آن ها به بهشت می روند.
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: دوشنبه 16 دی 1392 ساعت: 11:50
طبق آخرين اطلاعات مرکز آمار ايران از سرشماري سال 85 ، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت 6 برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است.منبع: hamseda.ir
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: چهارشنبه 4 دی 1392 ساعت: 8:43
ازدواج موقت برای دخترانی که به هر طریق در مسیر گناه هستند، باارزش تر از چاه گناهکاری هست.
زیرا نیاز جنسیشون کامل برطرف میشه . از طرفی نیاز عاطفیشون هم تا حدودی برطرف میشه که این موضوع بستگی به آگاهی و توانایی مرد داره . همچنین به عذاب وجدان و مضرات آتی گناه دچار نمیشن.
مسئله ی حجاب هم چه بسا با کم شدن نیازها و توفیق خدا بهتر بشه. زیرا بسیاری از خود آرایی ها در دخترها نشات گرفته از همین نیازهای اون ها هست و توفیق خدا، زیرا ازدواج موقت یکی از باارزش ترین مستحب ها مخصوصا برای جامعه ی امروزی ماست و خدا انشاالله هدایتگر کسانی هست که هم حلال خا رو بر حرام ترجیح میدن و هم این امر نامیمون رو در چشم غافل غالب مردم، با ارزش می کنند.
البته باید از آسیب ندیدن بکارت دخترها مطمئن بود و با کسی که مورد اعتماد و مطمئن و آگاه هست، دختر رو ازدواج داد. هیچ دلیلی هم نیست که کسی جز پدر و دختر از این موضوع مطلع باشند و بعدا هم به کسی چیزی در رابطه با ازدواج موقت دختر گفته بشه. مگه این همه دوستی های پنهانی و گناه های در خلوت رو کسی جز خدا مطلع هست.
از طرفی وقتی دختری مشکلی نداره، چه عاطفی و چه جنسی و مالی... هیچ دلیلی نداره که ازدواج موقت کنه. چون ازدواج موقت برای دخترها برای رفع نیازهای اون ها هست و از مکر شیطان و سو استفاده ی دیگران جلوگیری می کنه و از ورود آن ها به محرمات جلوگیری می کنه. نه اینکه اون ها فقط نیازهای دیگران رو برطرف کنند، اصلا اینطور نیست. اون ها باید در ازدواج موقت اهدافی داشته باشند و به اهداف و رفع نیاز هاشون برسد.
در حقیقت ازدواج موقت در مقایسه با گزینه های پیشروی دیگه حرف اول رو میزنه هم در علم و عقل ضعیف ما و هم در تدبیر بی حد و مرز و گسترده ی الهی...
حلالی هست که هم خودش لذت بخش هست و هم پاداش دنیوی و هم اخروی بسیار بزرگ و با ارزشی داره. انشاالله...
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: سه شنبه دی 1392 ساعت: 10:17
برچسب: نویسنده: salle تاريخ: يکشنبه 1 دی 1392 ساعت: 0:20